كمال الدين حسين بن حسن خوارزمي

مقدمهء كتاب 20

ينبوع الأسرار في نصايح الأبرار ( فارسى )

پاره‌اى از مندرجات آنها ، بىتوجّه به ترتيب تاريخ تأليف ، مىپردازيم : « 1 » در مجالس النّفائس چنين آمده است « 2 » : « مولانا خوارزمى در علم ظاهر شاگرد خواجه ابو الوفا بود ، قدّس سرّه ، و در علم باطن مريد بود « 3 » و از مشاهير زمان خود . « مقصد اقصى » تصنيف اوست ، و مثنوى مولانا جلال الدّين رومى و قصيدهء برده را به زبان تركى خوارزم نوشته ، و دگر مصنّفات هم دارد . اخلاق و صفاتش نشانى از ضياء علم باطن بود . در زمان شاهرخ ميرزا او را جهت يك بيت تكفير كرده به شهر هرات آوردند . چون مردى دانشمند بود چيزى بر او ثابت نتوانستند كرد . باز به ديار خود رفت . مطلع آن غزل اين است : اى در همهء عالم پنهان تو و پيدا تو * هم درد دل عاشق هم اصل مداوا تو مولانا را در فترات حسين صوفى « 4 » ، ازبك شهيد كرد . قبرش در پايان پاى خواجه ابوالوفاست . حبيب السّير : صاحب حبيب السّير اگرچه بنا به تصريح خود وى مطلب را دربارهء حسين خوارزمى از مجالس النّفائس گرفته است و ليكن چون متضمّن اطّلاعاتى تازه و سودمند است عينا به نقل آن مىپردازد : « مولانا كمال الدين خوارزمى در سلك مشاهير و افاضل زمان حضرت خاقان سعيد انتظام داشت . از مجالس النّفائس كه اثر قلم امير علىشير است ، چنان مستفاد مىگردد كه مولانا حسين در ايّام دولت حضرت خاقانى غزلى در سلك نظم كشيده كه مطلعش اين است : اى در همهء عالم پنهان تو و پيدا تو * هم درد دل عاشق هم اصل مداوا تو و طايفه‌اى از اجلاف فقهاى حنفيّه معنى بعض ابيات آن غزل را به حسب ظاهر مخالف مسائل فقهى تصوّر نموده آن جناب را تكفير كردند و كيفيّت را به عرض نوّاب پايهء سرير اعلى رسانيده و خدمت مولوى را جهت پرسش آن قضيّه از خوارزم به هرات

--> ( 1 ) . از نقل مندرجات اين مآخذ آنجا كه به اطالهء كلام منتهى شده يا به حلّ مشكلات كمكى نمىكرده ، خوددارى شده است و نيز پاره‌اى موارد كه مطلبى با شرح و بسط و اطناب بيان شده ، رعايت اختصار را تلخيص و نقل به معنى گرديده است . ( 2 ) . ترجمهء فخرى هراتى ص 9 . ( 3 ) . چنين است در نسخه ( ؟ ) . ( 4 ) . در نسخه . جين ( ؟ ) صين ( ؟ ) - در مأخذى ديگر ( و گمانم فهرست ريو ص 144 باشد ) « حسين » نوشته است . كه معلوم نگرديد مراد كيست .